شش قانون برای پیش بینی موثر

  • 2021-04-7

هدف از پیش بینی پیش بینی فردا نیست بلکه این است که به شما بگوییم برای انجام اقدامات معنادار در زمان حال چه چیزهایی را باید بدانید.

هدف اصلی از پیش بینی است برای شناسایی طیف گسترده ای از امکانات پیش روی یک شرکت, جامعه, و یا جهان در بزرگ. در این مقاله سافو فرایند پیش بینی را از بین می برد تا به مدیران کمک کند تا به جای جاذب های منفعل به مصرف کنندگان پیچیده و مشارکتی پیش بینی تبدیل شوند. او نشان می دهد که چگونه به استفاده از پیش بینی به در یک بار گسترش درک درستی از امکانات و محدود کردن فضای تصمیم گیری در که باید شهود ورزش.

به عنوان مثال وقایع 11/9 بسیار غافلگیرکننده تر از چیزی بود که باید بود. به هر حال هواپیماهای مسافربری که به بناهای تاریخی پرواز می کردند مطالب رمان های تام کلنسی در دهه 1990 بودند و همه می دانستند که تروریست ها نسبت به مرکز تجارت جهانی بسیار شخصی هستند. پس چرا بود 9/11 چنین تعجب? مدیران چه کاری می توانند انجام دهند تا از غافلگیر شدن توسط سایر کارت های وحشی جلوگیری کنند, چه تغییرات اساسی در بازارها و چه ظهور ناگهانی فناوری های مخرب?

سافو در توصیف اینکه پیشبینیکنندگان برای دستیابی به چه چیزی تلاش میکنند شش قانون ساده و عام را تشریح میکند که مدیران باهوش هنگام شروع سفر اکتشافی با پیشبینیهای حرفهای باید رعایت کنند. او توصیه می کند که یک مخروط از عدم قطعیت را ترسیم کنید, به دنبال منحنی باشید, چیزهایی را که مناسب نیستند بپذیرید, نظرات قوی را ضعیف نگه دارید, دو برابر بیشتر از زمانی که به جلو نگاه می کنید به عقب نگاه کنید, و بدانید چه زمانی نباید پیش بینی کنید.

مردم در مهمانی های کوکتل همیشه از من نکات مربوط به سهام را می خواهند و سپس می خواهند بدانند که پیش بینی های من چگونه رقم خورده است. درخواست های خود را نشان می دهد درک مشترک اما اساسا اشتباه است که پیش بینی را پیش بینی. البته ما این کار را نمیکنیم: پیشبینی تنها در دنیایی امکانپذیر است که رویدادها پیشبینی شده باشند و هیچ اقدامی در زمان حال نمیتواند بر نتایج بعدی تاثیر بگذارد. که جهان چیزهای از اسطوره و خرافات است. یکی از ما ساکن کاملا متفاوت است—کمی خاص است, هیچ چیز مقدر شده است, و چه ما در حال حاضر انجام می دهند تاثیر می گذارد که چگونه حوادث گشوده, اغلب در قابل توجهی, راه غیر منتظره.

نقش پیش بینی کننده در دنیای واقعی کاملا متفاوت از بیننده افسانه ای است. پیش بینی به این می پردازد که چگونه جریان های پنهان در حال حاضر تغییرات احتمالی در جهت شرکت ها و جوامع یا جهان را نشان می دهند. بدین ترتیب, هدف اصلی از پیش بینی است که برای شناسایی طیف گسترده ای از امکانات, نه یک مجموعه محدود از یقین گمراه کننده. اینکه یک پیش بینی خاص در واقع دقیق باشد تنها بخشی از تصویر است—حتی یک ساعت خراب دو بار در روز درست است. وظیفه پیش بینی کننده این است که عدم قطعیت را ترسیم کند زیرا در دنیایی که اقدامات ما در زمان حال بر اینده تاثیر می گذارد عدم اطمینان فرصت است.

بر خلاف یک پیش بینی باید یک منطق داشته باشد. این همان چیزی است که پیش بینی را از قلمرو تاریک خرافات خارج می کند. پیش بینی کننده باید بتواند این منطق را بیان و دفاع کند. مصرف کننده پیش بینی باید به اندازه کافی از روند پیش بینی و منطق را درک کند تا ارزیابی مستقل از کیفیت خود را انجام دهد و فرصت ها و خطرات را به درستی حساب کند. مصرف کننده خردمند یک پیش بینی یک تماشاگر قابل اعتماد نیست بلکه یک شرکت کننده و مهمتر از همه منتقد است.

حتی پس از اینکه پیش بینی کنندگان خود را از بینندگان و پیامبران مرتب کردید, شما هنوز هم با وظیفه تشخیص پیش بینی های خوب از بد روبرو هستید, و این مقاله در اینجا مطرح می شود. در صفحات بعدی سعی می کنم روند پیش بینی را از بین ببرم تا بتوانید به جای یک جاذب منفعل به یک مصرف کننده پیچیده تر و مشارکتی پیش بینی تبدیل شوید. من را مجموعه ای از ساده, قوانین عام که شما می توانید استفاده کنید به عنوان شما را در یک سفر از کشف با پیش بینی حرفه ای در کشتی سوار. مهم ترین, من امیدوارم که به شما ابزار برای ارزیابی پیش بینی برای خودتان را.

قانون 1: مخروط عدم قطعیت را تعریف کنید

به عنوان یک تصمیم گیرنده در نهایت باید به شهود و قضاوت خود اعتماد کنید. وجود دارد هیچ گرفتن در اطراف که در جهان از عدم قطعیت. اما پیش بینی موثر زمینه ضروری است که به اطلاع شهود خود را فراهم می کند. این درک شما را با افشای احتمالات نادیده گرفته شده و افشای فرضیات بررسی نشده در مورد نتایج امیدوار کننده گسترش می دهد. در عین حال فضای تصمیم گیری را که باید از شهود خود استفاده کنید محدود می کند.

من این فرایند به عنوان نقشه برداری یک مخروط از عدم قطعیت تجسم, یک ابزار استفاده کنم به ترسیم امکانات که گسترش از یک لحظه یا رویداد خاص. وظیفه پیش بینی کننده این است که مخروط را به روشی تعریف کند که به تصمیم گیرنده کمک کند تا قضاوت استراتژیک انجام دهد. بسیاری از عوامل به ترسیم مخروط عدم قطعیت رفتن, اما مهم ترین تعریف وسعت خود را, که یک اندازه گیری از عدم قطعیت کلی است. عوامل دیگر-روابط میان عناصر, مثلا, و رتبه بندی از نتایج ممکن—نیز باید در حال توسعه یک پیش بینی در نظر گرفته شود, اما تعیین وسعت مخروط اولین گام بسیار مهم است. تصور کنید سال 1997 است تویوتا پریوس به تازگی در ژاپن به فروش رسیده است و شما پیش بینی بازار خودروهای هیبریدی در ایالات متحده را دارید. عوامل خارجی در نظر گرفتن روند قیمت نفت و نگرش مصرف کننده در مورد محیط زیست و همچنین عوامل کلی تر مانند روند اقتصادی است. در داخل مخروط عواملی مانند ظهور احتمالی فناوری های رقیب (به عنوان مثال پیل های سوختی) و افزایش ترجیح مصرف کننده برای خودروهای کوچک (مانند مینی) وجود دارد. در لبه مخروط کارت های وحشی مانند حمله تروریستی یا جنگ در خاورمیانه وجود دارد. اینها فقط چند نمونه نماینده هستند. (برای اطلاعات بیشتر در مورد روند کار به نمایشگاه "نقشه برداری از مخروط عدم قطعیت" مراجعه کنید.)

نقشه برداری از مخروط عدم قطعیت

مخروطی از عدم قطعیت امکاناتی را که از یک لحظه یا رویداد خاص گسترش می یابد ترسیم می کند. مهم ترین عامل در نقشه برداری یک مخروط تعریف وسعت خود را که اندازه گیری کلی عدم قطعیت است. به عبارت دیگر, پیش بینی تعیین چه طیف وسیعی از حوادث و یا محصولات مخروط باید شامل. ترسیم مخروط یک فرایند پویا است و چیزی که در اینجا می بینیم فقط یک تکرار است.

بیایید به محصولات ربات بپردازیم که از اواسط دهه 1980 در حال ظهور و فروکش است. وقایع قبل از سال 2007 نشان می دهد که فعالیت در این منطقه در حال ساخت است و به نظر می رسد فقط زمان لازم برای شروع این صنعت است و به همان روشی که رایانه های شخصی در اواسط دهه 1980 شروع به کار کردند و وب در اواسط دهه 1990 شروع شد.

در طراحی این مخروط, اولین گام من این بود که توجه داشته باشید تمایز بین روبات لوازم خانگی محور و ربات سرگرمی محور, نشان داده شده توسط خط نقطه چین در وسط مخروط. هرچه به خط نقطه ای یک محصول یا رویداد خاص نزدیکتر باشد, بیشتر با دسته در طرف مقابل خط مشترک است. چالش های بزرگ دارپا که ممکن است به عنوان شاخص های وسایل نقلیه بزرگراه رباتیک به پایان برسد پروژه های نظامی هستند و بنابراین دور از خط نقطه ای در وسط مخروط قرار دارند.

در گردن از مخروط حدس و گمان کلیدی است: چه کسی خواهد بود که تاجر که شوق ربات راه اندازی? عمیق تر در مخروط چند نتایج ممکن است; نزدیک تر به مرکز محور اصلی مخروط هستند, بیشتر احتمال دارد این وقایع به نقل. در امتداد لبه های مخروط رویدادهای کمتری وجود دارد—کارت های وحشی-که اگر اتفاق بیفتند دگرگون کننده خواهند بود (مانند ظهور همراهان ربات هوشمند).

توجه داشته باشید که من مقدار زیادی از فضاهای خالی را ترک کرده ام—این جایی است که من به اضافه کردن و یا اصلاح پیش بینی من. بالاتر از همه, پیش بینی به معنای در نوشته شود, مخالف با, و پرتاب کردن—و جایگزین با جدید, بهتر.

کشیدن بیش از حد باریک مخروط بدتر از کشیدن بیش از حد گسترده است. یک مخروط گسترده شما برگ با بسیاری از عدم قطعیت, اما عدم اطمینان یک دوست است, برای هموطنان خود فرصت است—به عنوان هر بیمه خوب می داند. مخروط را می توان در اصلاحات بعدی محدود کرد. پیش بینی خوب همیشه یک پروسه تکراری است. تعریف مخروط به طور گسترده در ابتدا ظرفیت شما را برای تولید فرضیه ها در مورد نتایج و پاسخ های نهایی به حداکثر می رساند. مخروطی که خیلی باریک است, در مقابل, برگ شما را به شگفتی ناخوشایند قابل اجتناب باز. بدتر, ممکن است باعث شود شما به دست مهم ترین فرصت در افق خود را.

هنر تعریف لبه مخروط در تمایز دقیق بین بسیار غیرممکن و بسیار غیرممکن نهفته است. پرت-در زمانهای مختلف, کارت های وحشی و یا شگفتی—هستند چه این لبه تعریف. مرز خوب یکی از عناصر دروغ گفتن بر روی لبه پاره پاره معقول ساخته شده است. اینها نتایجی هستند که ممکن است اتفاق بیفتد اما حتی برای تامل نیز ناراحت کننده باشد.

پرت ترین در نظر گرفته کارت های وحشی هستند. این روند و یا حوادث است که احتمال کم وقوع (زیر 10%) و یا احتمال شما به سادگی نمی تواند کمی اما اگر حوادث رخ می دهد که تاثیر نامتناسبی بزرگ است. به عنوان مثال مورد علاقه من از یک کارت وحشی, به دلیل احتمال خود را نامشخص است و تاثیر خود را بسیار بزرگ, است پیدا کردن شواهد رادیویی از زندگی هوشمند در جایی دیگر در جهان. هیچ کس نمی داند که ما هرگز پیامی دریافت خواهیم کرد (ستاره شناسان رادیویی از اواخر دهه 1950 گوش می دادند) اما اگر این کار را می کردیم لرزش گسترده و غیرقابل پیش بینی را از طریق روح زمانه ارسال می کرد. یک سوم جمعیت جهان احتمالا هوش از راه دور را میپرستند و یک سوم میخواهند هوش از راه دور را فتح کنند و یک سوم پایانی (خوانندگان این مجله) میخواهند تحقیقات بازار فرازمینی انجام دهند و چیزی بفروشند.

قسمت مشکل در مورد کارت های وحشی این است که تصدیق امکانات کاملا عجیب و غریب بدون از دست دادن مخاطب دشوار است. مشکل - و ماهیت چیزی که پیش بینی را سخت می کند—این است که طبیعت انسان به سختی از عدم اطمینان متنفر است. ما شیفته تغییر هستیم اما در تلاش برای جلوگیری از عدم قطعیت یا موارد پرت را به طور کامل کنار می گذاریم یا سعی می کنیم این موارد را به قطعیت تبدیل کنیم که نیستند. این همان چیزی است که در سالهای پایانی قبل از 1 ژانویه 2000 با مشکل ی2ک اتفاق افتاد. نظرات خوشه در افراط و, با یک گروه رد پیش بینی فاجعه و جوراب زنانه ساقه بلند دیگر در منابع بقا. وضعیت صحیح نسبت به ی2ک این بود که این یک کارت وحشی بود—رویدادی با تاثیر بالقوه بالا اما احتمال وقوع بسیار کم به لطف سالها کار سخت توسط لژیون های برنامه نویسان که کد قدیمی را تعمیر می کردند.

نتیجه حادثه ی2ک این بود که بسیاری از مردم نتیجه گرفتند که قربانی کسی شده اند که ی2ک ولف را گریه می کند و متعاقبا احتمال عبور سایر کارت های وحشی را رد کردند. در نظر گرفتن هر چیزی بعید شد نامربوط و در نتیجه 9/11 یک شگفتی بسیار بزرگتر از چیزی بود که باید بود. خب بالاخره, هواپیماهای پرواز را به بناهای تاریخی چیزهای از رمان تام کلنسی در دهه 1990 شد (با الهام از کلنسی, من کمک کرد نوشتن یک سناریو برای ایالات متحده. نیروی هوایی در سال 1997 که با پرواز هواپیما به پنتاگون افتتاح شد) و به طور گسترده ای شناخته شده بود که تروریست ها نسبت به مرکز تجارت جهانی بسیار شخصی هستند. با این حال تعداد کمی از افرادی که این کارت وحشی را جدی گرفتند توسط کسانی که باید توجه زیادی می کردند اخراج شدند.

نتیجه حادثه ی2ک این بود که بسیاری از مردم متعاقبا احتمال عبور سایر کارت های وحشی را رد کردند. در نتیجه 9/11 شگفتی بسیار بزرگتر از چیزی بود که باید بود.

طبیعت انسان همان چیزی است که هست, ما فقط به احتمال زیاد به یک کارت وحشی غیر منتظره واکنش بیش از حد با دیدن کارت های وحشی جدید در همه جا. این یک خطر است زیرا می تواند شما را به سمت کشیدن یک مخروط توخالی سوق دهد—مخروطی که مملو از حواس پرتی در لبه و احتمالات نادیده گرفته شده در مرکز است. بنابراین بر روی لبه به محرومیت از مرکز تمرکز نمی, و یا شما خواهد شد یقین نادیده گرفته شگفت زده. بالاتر از همه, سوال سخت در مورد اینکه یک کارت وحشی ظاهری در واقع سزاوار به نزدیک به مرکز منتقل شود بپرسید.

قانون 2: به دنبال منحنی بازدید کنندگان

تغییر به ندرت در یک خط مستقیم رخ می دهد. مهمترین تحولات معمولا از شکل منحنی قانون قدرت پیروی می کنند: تغییر به تدریج و تدریجی شروع می شود و بی سر و صدا می چرخد و سپس ناگهان منفجر می شود و در نهایت کاهش می یابد و حتی به پایین می افتد.

مادر تمام منحنی ها از گذشته 50 سال منحنی قانون مور است, نام داده شده به درخشان گوردون مور 1965 حدس که تراکم مدارهای در ویفر سیلیکون دو برابر هر 18 ماه ها. همه ما می توانیم عواقب قانون مور را در شگفتی های عجیب و غریب ناشی از انقلاب دیجیتالی که در اطراف ما می چرخد احساس کنیم. البته, منحنی قانون مور است که هنوز اتفاق می افتند—این است که هنوز یک "ج"—با بالای "بازدید کنندگان" هیچ جا در چشم. اما در نهایت مسطح خواهد شد, قطعا با توجه به چگالی مدار سیلیکون. حتی در اینجا مهندسان حتما مواد متراکم تر حامل مدار را جایگزین می کنند (مانند مقیاس نانو و مواد بیولوژیکی) زیرا هر ماده متوالی به اشباع می رسد, بنابراین وسیع ترین شکل منحنی قانون مور (چگالی صرف نظر از مواد) برای مدتی به صعود ادامه می دهد. این تمایز یکی دیگر از ویژگی های مهم منحنی های اس را نشان می دهد که ماهیت فراکتالی دارند. منحنی های بسیار بزرگ و کاملا تعریف شده از منحنی های کوچک و دقیقا تعریف شده و مرتبط تشکیل شده اند. برای یک پیش بینی, کشف یک منحنی اورژانس بازدید کنندگان باید به شما منجر به مشکوک بزرگتر, منحنی مهم تر کمین در پس زمینه. منحنی بزرگتر را از دست بدهید و استراتژی شما ممکن است به ایستادن روی نهنگ و ماهیگیری برای مینو ها برسد.

هنر پیش بینی این است که الگوی منحنی اس را هنگام شروع به ظهور شناسایی کند و بسیار جلوتر از نقطه عطف باشد. بخشی از مشکل منحنی ها این است که به ناچار ما را دعوت به تمرکز بر روی نقطه عطف, که لحظه ای چشمگیر از برخاستن زمانی که بخت و اقبال ساخته شده و انقلاب راه اندازی. اما پیش بینی کننده خردمند به امید شناسایی پیش سازهای اجتناب ناپذیر نقطه عطف به سمت چپ منحنی نگاه خواهد کرد. سفر کلمبوس در سال 1492 را در نظر بگیرید. کشف او در نقطه عطف اکتشاف غرب قرار دارد. کلمبوس اولین کاوشگر قرن پانزدهم نبود که به دنیای جدید رفت—او اولین کسی بود که موفق به بازگشت شد و این کار را در لحظه ای انجام داد که کشفش مانند جرقه ای در پیچ اقتصادی یک اروپای نوظهور به زمین نشست و هزاران هزار سفر را به سمت غرب انجام داد. با اشاره به زودتر, سفرهای کمتر موفق, یک پیش بینی خوب را دیده اند که در حال حاضر برای یک نقطه عطف رسیده بود و می تواند پرتغالی توصیه کرده اند که این امر می تواند غیر عاقلانه به نوبه خود به درخواست کلمبوس.

از قضا پیش بینی کنندگان می توانند در مورد پیش بینی نقاط عطف بدتر از ناظران عادی عمل کنند. مردمی عادی به سادگی شگفت زده هنگامی که یک نقطه عطف می رسد به ظاهر از هیچ جا, اما مبتکران و می شود پیش بینی که شروع خط مسطح از منحنی بازدید کنندگان نگاه اجمالی اغلب اشتباه محاسبه سرعت که نقطه عطف خواهد رسید. به عنوان مربوط به اینده روی عماره با اشاره به من سه دهه پیش, تمایل به دست بالا گرفتن کوتاه مدت و دست کم گرفتن بلند مدت وجود دارد. امیدهای ما باعث می شود به این نتیجه برسیم که انقلاب یک شبه فرا خواهد رسید. سپس وقتی واقعیت سرد نتواند با انتظارات متورم ما مطابقت داشته باشد ناامیدی ما را به این نتیجه می رساند که انقلاب امیدوار هرگز به هیچ وجه نخواهد رسید-درست قبل از این.

یکی از دلایل محاسبات غلط این است که قسمت سمت چپ منحنی بازدید کنندگان بسیار طولانی تر از تصور اکثر مردم است. تلویزیون 20 سال به علاوه زمان برای یک جنگ برای رفتن از اختراع در دهه 1930 به برخاست در اوایل دهه 1950 طول کشید. حتی در که کانون تغییر سریع دره سیلیکون بسیاری از ایده ها را 20 سال برای تبدیل شدن به یک شبه موفقیت. اینترنت در سال 1988 تقریبا 20 ساله بود-سالی که شروع به فوران چشمگیر دات کام در دهه 1990 کرد. بنابراین با شناسایی ریشه ها و شکل سمت چپ منحنی بازدید کنندگان, شما همیشه شرط بندی امن تر است که حوادث به کندی از این نتیجه رسیدند که یک تغییر ناگهانی در باد است گشوده خواهد شد. بهترین توصیه ای که تا به حال به من داده شده توسط یک دامدار بود که مرا به یاد کمی قدیمی از عقل عامیانه: "پسر, هرگز یک دید واضح و روشنی برای یک فاصله کوتاه اشتباه.”

هنگامی که نقطه عطف می رسد, مردم معمولا دست کم گرفتن سرعت که با تغییر رخ خواهد داد. واقعیت این است که همه ما ذاتا متفکران خطی هستیم و پدیده هایی که با رشد ناگهانی و نمایی قوانین قدرت اداره می شوند بارها و بارها ما را غافلگیر می کنند. حتی اگر ما متوجه شروع یک تغییر, ما به طور غریزی رسم یک خط مستقیم مورب از طریق منحنی بازدید کنندگان, و اگر چه ما در نهایت در همان نقطه می رسند, ما هر دو تاخیر در شروع و رشد انفجاری در وسط از دست ندهید. زمان سنجی, البته, همه چیز است, و دره سیلیکون با اجساد از شرکت های که یک دید واضح و روشنی برای یک فاصله کوتاه اشتباه گرفت و دیگران که قدر منحنی بازدید کنندگان که بر اتفاق افتاده قضاوت نادرست پر.

همچنین انتظار داشته باشید که فرصت ها بسیار متفاوت از پیش بینی های اکثریت باشند زیرا حتی انتظار می رود که اینده ها به روش های کاملا غیر منتظره ای برسند. به عنوان مثال در اوایل دهه 1980 سازندگان کامپیوتر پیش بینی می کردند که هر خانه ای به زودی رایانه شخصی خواهد داشت که مردم پردازش کلمه را انجام می دهند و از صفحات گسترده استفاده می کنند یا بعدا دایره المعارف های روی سی دی را می خوانند. اما هنگامی که بالاخره استفاده از رایانه های شخصی در خانه اتفاق افتاد, این امر توسط سرگرمی هدایت می شد, کار نمی کند, و هنگامی که مردم سرانجام یک دهه پس از اظهار نظر سازندگان رایانه های شخصی با دایره المعارف های روی صفحه مشورت کردند, دایره المعارف ها برخط بودند. شرکت های تاسیس فروش دایره المعارف خود را تنها بر روی سی دی به سرعت از کسب و کار رفت.

قانون 3: چیزهایی را که مناسب نیستند بپذیرید

رمان نویس ویلیام گیبسون یک بار مشاهده کرد: "اینده از قبل فرا رسیده است. هنوز به طور مساوی توزیع نشده است."خط پیشرو منحنی در حال ظهور مانند یک رشته است که از ذهن شما خارج می شود و رویداد عجیب و غریب شما نمی توانید از ذهن خود خارج شوید می تواند یک سیگنال ضعیف از یک منحنی منحنی صنعت دور باشد که فقط شروع به حرکت می کند.

کل قسمت منحنی س در سمت چپ نقطه عطف با نشانگرها هموار شده است—نشانگرهای ظریفی که هنگام جمع شدن به نکات قدرتمندی از چیزهای بعدی تبدیل می شوند. بهترین راه برای پیش بینی به نقطه منحنی در حال ظهور است برای تبدیل شدن به هماهنگ به چیزهایی که مناسب نیست, چیزهایی که مردم نمی توانند طبقه بندی و یا حتی رد خواهد کرد. به دلیل بیزاری ما از عدم قطعیت و نگرانی ما با حال حاضر تمایل داریم شاخص هایی را که در جعبه های شناخته شده قرار نمی گیرند نادیده بگیریم. اما طبق تعریف هر چیزی که واقعا جدید باشد در دسته ای که از قبل وجود دارد قرار نمی گیرد.

یک مثال کلاسیک اولین فروش شخصیت ها و اشیای درون بازی از جستجوی بازی در ای بی در اواخر دهه 1990 است. اگرچه ای بی این فروش ها را در سال 2001 ممنوع کرد اما رشد انفجاری اخیر تجارت را در زندگی دوم پیش بینی کردند. اعضا از طریق نماد به فعالیت های اجتماعی از جمله ایجاد و فروش اشیا در جهان با ارز (دلار لیندن) می پردازند که می تواند از طریق روش های مختلف با دلار واقعی مبادله شود. امروزه تقریبا 12 میلیون مشترک در شبیه سازی های دنیای مجازی مانند زندگی دوم شرکت می کنند و تاثیری قابل اندازه گیری با دلار واقعی دارند. معاملات واقعی مرتبط با زندگی دوم و سایر شبیه سازی های اینترنتی اکنون (به طور محافظه کارانه) سالانه بیش از 1 میلیارد دلار تخمین زده می شود. جایی که به پایان می رسد هنوز نامشخص است, اما بدون شک یک منحنی بسیار بزرگ بازدید کنندگان.

بیشتر از نه, شاخص مانند کنجکاوی عجیب و غریب صرف نگاه و یا, بدتر, شکست, و فقط به عنوان ما را دوست ندارم عدم قطعیت, ما خجالتی و دور از شکست و ناهنجاری. اما اگر شما می خواهید به دنبال چیزی باشید که در سال های بعد از هیچ جا سوت می زند و کسب و کار شما را تغییر می دهد به دنبال شکست های جالب باشید—ایده های هوشمندانه ای که به نظر می رسد هیچ جا رفته اند.

برگردیم به زندگی دوم. اولین پیشینهی گرافیکیاش زیستگاه یک محیط اینترنتی بود که توسط بازیهای لوکاس فیلم در سال 1985 توسعه یافت. اگرچه لجن های غیر نگاری (ابعاد چند کاربر) یک موفقیت فرقه ای در این زمان بود, زیستگاه به سرعت ناپدید شد, همانطور که یک رشته از لجن های گرافیکی دیگر در دهه های 1980 و 1990 ایجاد شد. این فقط یک ماده از زمان قبل از منحنی بازدید کنندگان که با زیستگاه را برای محیط های اجتماعی و همچنین برای بازی سنبله شروع شده بود. بنیانگذاران لیندن لاب با زندگی دوم در زمان مناسب و با دید مناسب وارد صحنه شدند-که مالکیت اموال راز موفقیت بود. (سونی این نکته مهم را از دست داد و اصرار داشت که همه چیز در جستجو از جمله اشیای ایجاد شده توسط کاربر دارایی سونی است و بدین ترتیب جستجو را از رشد وحشی شبیه سازی های دنیای مجازی کاهش می دهد. بنابراین اگرچه موفقیت انفجاری زندگی دوم برای بسیاری از مردم غافلگیر کننده بود, از منظر پیش بینی تقریبا به موقع رسید, تقریبا 20 سال پس از ظهور و انقضای زیستگاه به طور خلاصه.

به عنوان مثال زندگی دوم نشان می دهد, شاخص در خوشه. در اینجا یک مثال خوب دیگر است. برخی از خوانندگان اخبار مربوط به دو چالش بزرگ اول دارپا را به خاطر خواهند سپرد که مخترعین و محققان از سوی وزارت دفاع ایالات متحده برای طراحی ربات هایی دعوت شده اند که می توانند در یک مسابقه 100 مایلی در سراسر صحرای موهاوی رقابت کنند. اولین چالش بزرگ که جایزه 1 میلیون دلاری داشت در مارس 2004 برگزار شد. بیشتر روبات ها در معرض خط شروع مردند و تنها یک ربات بیش از هفت مایل وارد مسیر شد. هدف بلند پروازانه این چالش به اندازه قله اورست دور به نظر می رسید. اما فقط 19 ماه بعد در دومین چالش بزرگ پنج ربات به اتمام دوره. به طور قابل ملاحظه, 19 ماه حدود یک دوره دو برابر شدن تحت قانون مور است.

تقریبا در همان زمان متوجه شدم که یک مینی ربات جدید ناگهانی ظاهر می شود که بسیاری از مردم به عنوان یک مد زودگذر دیگر رد می شوند. در مرکز شوق رومبا بود, ارزان ($200 به 3 300) "هوشمند" جارو برقی به اندازه یک تابه پیتزا. چیزی که عجیب بود این بود که دوستان من با رومباس به همان اندازه مشتاق این ماشین ها بودند که در مورد 128 هزار مک اصلی خود بودند—و مهندس بودن, پیش از این هرگز علاقه ای به داشتن نشان نداده بودند, بسیار کمتر هیجان زده شده بود, جاروبرقی. غریبه هنوز, نام رومباس خود را داد, و زمانی که من با ساز رومبا بررسی, ایروبات, من یاد گرفتم که در واقع دو سوم از صاحبان رومبا به نام رومباس خود و یک سوم اعتراف به داشتن رومباس خود را در تعطیلات با خود و یا بیش از به دوستان خانه گرفته شده به نشان دادن.

تنها, این فقط یک داستان کنجکاو است, اما با موفقیت چالش بزرگ در نظر گرفته, این یکی دیگر از شاخص قانع کننده است که یک نقطه عطف رباتیک نهفته در اینده نه چندان دور است. اینکه این انقلاب روباتی چه شکلی به خود خواهد گرفت هنوز نامشخص است اما شرط می بندم که با همان شگفتی و شور و شوق چشم وحشی استقبال شود که از ظهور رایانه شخصی در اوایل دهه 1980 و شبکه جهانی وب در اواسط دهه 1990 استقبال کرد. به احتمال زیاد مانند رومبا خواهند بود, دستگاه های متواضع تر که یک یا دو کار را به خوبی انجام می دهند یا به سادگی چیزهای زیبا و نوازشی از محبت هستند. یکی از شاخص: صاحبان رومبا امروز حتی می توانید خرید لباس برای روبات های خود را!

قانون 4: نظرات قوی را ضعیف نگه دارید

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که یک پیش بینی کننده—یا یک تصمیم گیرنده—می تواند مرتکب شود این است که بیش از حد به یک قطعه اطلاعات به ظاهر قوی بپردازد زیرا این اتفاق می افتد که نتیجه گیری او را تقویت کند. این درس زمانی به طرز غم انگیزی برجسته شد که نه ناوشکن ایالات متحده در سواحل کالیفرنیای مرکزی در عصر پوشیده از مه در 8 سپتامبر 1923 به زمین نشستند.

کشتی های گمشده بخشی از دسرون 11 بودند که یک اسکادران 14 کشتی از سانفرانسیسکو تا سن دیگو بخار می کرد. تا حد زیادی توسط وابستگی بیش از حد در ناوبری مرده حساب فرمانده گمراه, اسکادران زیر نظر گرفته به نوبه خود به کانال سانتا باربارا و به جای بر روی سنگ به پایان رسید تا در نقطه پدرنالس, چند مایل به شمال غربی.

اسکادران در بیشتر سفرها با حساب مرده حرکت کرده بود اما با نزدیک شدن کشتی ها به کانال فرمانده اسکادران از یک ایستگاه جهت رادیویی در نقطه ارگوللو بلبرینگ دریافت کرد. یاتاقان کشتی خود را به نام دلفی در شمال موقعیت حساب مرده خود قرار داد. متقاعد شده است که حساب مرده خود را دقیق بود, فرمانده داده تحمل در راه است که موقعیت اشتباه خود را تایید تفسیر و دستور داد یک تغییر البته تیز به سمت ساحل به سرعت در حال نزدیک شدن. نه کشتی مسیر فاجعه بار را دنبال کردند.

در همین حال, افسران عرشه در کندی, قایق 11 در تشکیل, از حساب مرده خود را به این نتیجه رسیده بود که در واقع دورتر شمال و نزدیک تر به ساحل از موقعیت داده شده توسط دلفی شد . یک ساعت قبل از چرخش سرنوشت ساز دستور تغییر مسیر را داد که کشتی او را در چند صد متری غرب کشتی های جلوی خود قرار داد و به کندی و سه ناوشکن عقب اجازه داد تا از فاجعه جلوگیری کنند.

تفاوت اساسی بین پاسخ های دو کاپیتان این بود که دلفی است کاپیتان شواهدی را نادیده گرفت که اطلاعات حساب مرده او را باطل می کند و مخروط عدم اطمینان او را در همان لحظه ای که داده ها برای گسترش فریاد می زدند تنگ می کند. در تضاد, کاپیتان کندی را به منابع متعدد از اطلاعات ضعیف متناقض گوش و نتیجه گرفت که موقعیت کشتی خود را بسیار کمتر از فرض بود. او شرط خود را پرچین و, از این رو, کشتی را نجات داد.

در پیش بینی, در ناوبری, بسیاری از اطلاعات ضعیف به هم پیوسته بسیار قابل اعتماد تر از یک یا دو نقطه از اطلاعات قوی است. مشکل این است که عادات تحقیقاتی سنتی مبتنی بر جمع کردن اطلاعات قوی است. و هنگامی که محققان از طریق فرایند طولانی توسعه یک فرضیه زیبا رفته اند تمایل به چشم پوشی از هر گونه شواهدی که در تضاد با نتیجه گیری خود را دارند. این مقاومت اجتناب ناپذیر در برابر اطلاعات متناقض در بخش کوچکی برای فرایند غیرخطی تغییرات پارادایم شناسایی شده توسط توماس کوهن در کلاسیک خود ساختار انقلاب های علمی است . هنگامی که یک نظریه دستاوردهای پذیرش گسترده, پس از یک دوره طولانی پایدار که نظریه باقی می ماند عقل پذیرفته شده وجود دارد. در حالی که همه, با این حال, شواهد متناقض است بی سر و صدا ساختمان که در نهایت در یک تغییر ناگهانی نتایج: از شماره.

پیش بینی خوب برعکس است: این یک روند نظرات قوی است که ضعیف برگزار می شود. اگر شما باید پیش بینی, سپس اغلب پیش بینی—و یکی از اولین اثبات خود اشتباه. راه انجام این کار این است که در اسرع وقت یک پیش بینی ایجاد کنید و سپس با داده های جدید بی اعتبار شوید. بیایید می گویند شما به دنبال در هزینه های بعدی نفت و تاثیر خود را بر اقتصاد. در اوایل شما نتیجه می گیرید که بالاتر از یک قیمت خاص می گویند 80 دلار در هر بشکه مصرف کنندگان ایالات متحده پاسخ خواهد داد راه انجام دادند در طول دولت کارتر با قرار دادن در ژاکت و صرفه جویی در انرژی است. قدم بعدی شما این است که سعی کنید بفهمید چرا ممکن است این اتفاق نیفتد. (شاید به این دلیل که امریکایی ها امروزه ثروتمندتر هستند و همانطور که در دهه گذشته نشان داده شده است فروش قوی خودروهای شاسی بلند ممکن است به اندازه کافی اهمیت ندهند که عادات خود را فقط بر اساس هزینه تغییر دهند تا زمانی که قیمت نفت بسیار بالاتر برود. با تدوین دنباله ای از پیش بینی های شکست خورده در سریع ترین زمان ممکن می توانید مخروط عدم قطعیت را به طور پیوسته اصلاح کنید تا جایی که بتوانید به راحتی یک پاسخ استراتژیک را بر اساس پیش بینی موجود در مرزهای خود پایه گذاری کنید. داشتن عقاید قوی به شما این امکان را می دهد که به سرعت به نتیجه برسید اما ضعیف نگه داشتن نظرات به شما این امکان را می دهد که لحظه ای که با شواهد متناقضی روبرو می شوید این نظرات را کنار بگذارید.

قانون 5: تا جایی که به جلو نگاه می کنید دو برابر به عقب نگاه کنید

مارشال مک لوهان یک بار مشاهده کرد که اغلب مردم در حالی که به نمای عقب خیره می شوند راه خود را به اینده هدایت می کنند زیرا گذشته بسیار راحت تر از زمان حال است. مک لوهان درست میگفت اما درست استفاده میکرد و اینه تاریخی ما یک ابزار پیشبینی فوقالعاده قدرتمند است. از بافت رویدادهای گذشته می توان برای اتصال نقاط شاخص های حال استفاده کرد و بنابراین به طور قابل اعتماد مسیر مسیر را ترسیم کرد—به شرطی که فرد به اندازه کافی به عقب نگاه کند.

عدم اطمینان تولید شده توسط چرخش پس از حباب از وب را در نظر بگیرید, به عنوان متصدیان مانند گوگل و یاهو, بازیکنان اورژانس, و کاهش تلویزیون های سنتی و رسانه های چاپی بازیکنان سوارکار اسب دوانی شدن برای موقعیت. به نظر می رسد همه اینها از طبقه بندی و پیش بینی بسیار کمتر سرپیچی می کند تا اینکه پنج دهه به ظهور اوایل دهه 1950 تلویزیون و دستور بعدی رسانه های جمعی کمک کرد تا کاتالیز شود. لحظه کنونی شباهت های وحشتناکی با این دوران دارد و بازرسی از این شباهت ها به سرعت چشم انداز امروز را به تمرکز تیز تبدیل می کند: ما در لحظه ای هستیم که نظم رسانه های جمعی قدیمی با یک نظم جدید رسانه های شخصی جایگزین می شود و این فقط بازیکنان رسانه های سنتی نیستند که برای تنظیم تلاش می کنند. بازیکنان برش لبه انقلاب اطلاعات, از مایکروسافت به گوگل, در حال رکاب زدن هر بیت به عنوان سخت.

مشکل تاریخ این است که عشق ما به یقین و تداوم اغلب باعث می شود نتیجه گیری اشتباهی بگیریم. گذشته اخیر به ندرت یک شاخص قابل اعتماد برای اینده است-اگر بود می توان با موفقیت 12 ماه بعدی داو یا نزدک را با گذاشتن خط کش در 12 ماه گذشته و گسترش خط به جلو پیش بینی کرد. اما داو اینگونه رفتار نمی کند و روند دیگری نیز ندارد. شما باید برای نوبت نگاه, نه رک و راست, و در نتیجه شما باید به اندازه کافی دور به گذشته همکار برای شناسایی الگوهای. نوشته شده است که " تاریخ خود را تکرار نمی کند, اما گاهی اوقات قافیه."پیش بینی کننده موثر به تاریخ نگاه می کند تا قافیه ها را پیدا کند نه رویدادهای یکسان.

یکی باید برای نوبت نگاه, نه رک و راست, و در نتیجه یکی باید به اندازه کافی دور به گذشته همکار به شناسایی الگوهای.

بنابراین وقتی به دنبال موازی به عقب می گردید همیشه حداقل دو برابر زمانی که به جلو نگاه می کنید به عقب نگاه کنید. الگوهای مشابه را جستجو کنید و به خاطر داشته باشید که تاریخ—به ویژه تاریخ اخیر—به ندرت مستقیما تکرار می شود. و نترس به نگه داشتن به دنبال بیشتر به عقب اگر فاصله دو به اندازه کافی به ماشه شهود اطلاع پیش بینی خود را نمی.

سخت ترین قسمت نگاه به گذشته این است که بدانید چه زمانی تاریخ مناسب نیست. وسوسه استفاده از تاریخ است (همانطور که قیاس قدیمی می رود) روشی که یک مست از تیر چراغ برای پشتیبانی به جای روشنایی استفاده می کند. این بدترین اشتباهی است که یک پیش بینی کننده می تواند مرتکب شود و متاسفانه نمونه هایی فراوان است. به عنوان مثال جری لوین تایم وارنر را به این باور اشتباه فروخت که می تواند از ادغام و ادغام استفاده کند تا شرکتش را به رسانه های دیجیتال بسپارد همانطور که با کابل و فیلم با موفقیت انجام داد. او به پایان رسید تا بسته شدن معامله درست زمانی که مدل دهه ایول توسط رقبای جدید با مدل های اجازه می دهد تا ایمیل رایگان از بین برود. مورد دیگر در نقطه: یک شوخی تاریک در پنتاگون است که ارتش ایالات متحده است که همیشه مبارزه با جنگ گذشته و در واقع واضح است که در مورد جنگ عراق برنامه ریزان در مناطق خاص به طور همزمان فرض است که عراق دوم را گشوده مانند عراق من و رد ویتنام به عنوان یک منبع بینش به دلیل ایالات متحده تا به حال "از دست داده است که جنگ.”

قانون 6: بدانید چه زمانی نباید پیش بینی کنید

این کیفیت انسان عجیب و غریب است که ما در یک بار ترس از—و مجذوب شده توسط—تغییر است. این است که در واژگان اجتماعی ما تعبیه شده, همانطور که ما اغلب استقبال یک دوست با سلام ساده, "چه خبر?"با این حال این است که در قبال پیش بینی به بیش از حد قوی تمایل به دیدن تغییر برای این واقعیت ساده است که حتی در دوره های چشمگیر و سریع تحول وجود دارد بسیار بیشتر عناصر است که تغییر نمی کند از چیزهای جدید است که ظهور.

حتی در دوره های دراماتیک, تحول سریع, عناصر بسیار بیشتر است که از چیزهای جدید که ظهور تغییر نمی وجود دارد.

دوباره در نظر بگیرید که گرداب چرخشی دهه 1990 حباب دات کام. مقدار زیادی جدید اتفاق می افتد, اما اساسی انقلاب عمیق بودند, خواسته های مصرف کننده تغییر ناپذیر و در نهایت, به غم و اندوه بسیاری از راه اندازی, قوانین تغییر ناپذیر اقتصاد. با تمرکز بر چیز تازه, بسیاری از دست رفته این واقعیت است که مصرف کنندگان با استفاده از لینک های پهنای باند جدید خود را به خرید اقلام بسیار سنتی مانند کتاب و شرکت در فعالیت های قدیمی انسان مانند شایعات, سرگرمی, و پورنوگرافی. و اگرچه تماشاگران میگفتند که این زمانی است که قوانین قدیمی دیگر اعمال نمیشوند اما الزامات اقتصادی کهنه با انتقام و حباب دات کام درست مثل هر حباب دیگری پیش از این میترکند. هرکسی که برای بررسی تاریخچه حباب های اقتصادی وقت گذاشته بود می دید که این اتفاق می افتد.

توجه به این نکته مهم است که لحظاتی وجود دارد که پیش بینی نسبتا ساده است—و لحظاتی دیگر که غیرممکن است. مخروط عدم قطعیت استاتیک نیست و گسترش می یابد و قرارداد به عنوان حال حاضر رول به اینده و امکانات خاص به تصویب می رسد در حالی که دیگران بسته شده است. بنابراین لحظاتی از عدم اطمینان بی سابقه وجود دارد که مخروط تا نقطه ای گسترش می یابد که پیش بینی کننده خردمند دمدمی می کند و اصلا از پیش بینی خودداری می کند. اما حتی در چنین لحظه ای نیز می توان از این دانش راحت شد که همه چیز به زودی حل می شود و با اعمال دقیق شهود بار دیگر می توان پیش بینی خوبی انجام داد.

وقایع پیرامون سقوط دیوار برلین را در نظر بگیرید. در ژانویه 1989 اریش هونکر رهبر المان شرقی اعلام کرد که دیوار "صد سال دیگر" باقی خواهد ماند و در واقع دولت های غربی تمام برنامه های خود را بر اساس این فرض بنا کردند. نشانه های فروپاشی داخلی در حقیقت واضح است اما به نظر می رسید جهان در یک نظم ابرقدرت دوقطبی قفل شده است که با وجود ترس هسته ای قابل ملاحظه ای پایدار بود. بنابراین مخروط عدم اطمینان نسبتا باریک بود و در مرزهای خود تعدادی از نتایج قابل تصور از جمله وحشت از تخریب متقابل وجود داشت. عدم قطعیت ها فقط در جایی ظاهر شد که حوزه نفوذ دو ابرقدرت لمس و با هم همپوشانی داشته باشند. اما حتی در اینجا نیز سلسله مراتبی از عدم قطعیت وجود داشت: زمانی که تغییر در نهایت رخ داد احتمالا ابتدا در اسیای جنوبی یا لهستان متجاوز رخ خواهد داد تا در برلین که با خیال راحت توسط دیوارش محاصره شده باشد.

اما دیوار برلین در پاییز 1989 فرو ریخت و با اطمینان از پیش بینی ریشه در فرض جهانی تحت سلطه دو ابرقدرت داشت. یک مخروط باریک به راحتی تا 180 درجه گشاد می شد و در این لحظه پیش بینی کننده خردمند از نتیجه گیری خودداری می کرد و در عوض بی سر و صدا به دنبال شاخص هایی می گشت که از قلوه سنگ های جغرافیای سیاسی پدیدار می شود—هم شاخص های نادیده گرفته شده منجر به فروپاشی دیوار و هم شاخص های جدید ناشی از ریزه های جغرافیای سیاسی این کشور.

در واقع, نظم جدید خود را در نشان داد 12 ماه ها, و شاخص حمله عراق به کویت در اوت بود 2, 1990. قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی, چنین اقدامی می توانست یک بحران موشکی کوبا مانند درگیری بین دو ابرقدرت باعث, اما بدون یک اتحاد جماهیر شوروی قوی یا به مهار صدام یا صابر سر و صدا تماس, نتیجه بسیار متفاوت بود. و نظم جدید جغرافیای سیاسی واضح بود: مخروط عدم قطعیت محدود شده بود تا دنیایی را در بر بگیرد که بازیکنان بی شماری زمانی در میدان نیروی منظم یک ابرقدرت یا دیگری قرار می گرفتند و اکنون همه در جهت خودشان پیش می رفتند. همه عدم قطعیت ها به این معناست که ابرقدرت تنها بازمانده می تواند یکی باقی بماند. البته عراق دوم پاسخ این سوال را داده است: نظم ابرقدرت تک قطبی امکان پذیر نیست. همانطور که دیگران مشاهده کرده اند ما در دنیایی زندگی می کنیم که تنها ابرقدرت باقیمانده برای نادیده گرفتن بسیار قدرتمند است اما برای ایجاد تغییر بسیار ضعیف است.

خط پایین? در مورد تغییرات ظاهری شک داشته باشید و از پیش بینی فوری خودداری کنید—یا حداقل هیچ پیش بینی را خیلی جدی نگیرید. زودتر از چیزی که فکر می کنید نشانگرهای بیشتری را در ساحل شما شستشو می دهد. • • •

پیش بینی حرفه ای در حال توسعه ابزار پیچیده تر و ظریف برای مشابه پیش رو—سلف بازار, اینترنتی متخصص تجمع, پیچیده مبتنی بر کامپیوتر شبیه سازی و حتی, افق اسکن نرم افزار است که می خزد وب به دنبال شگفتی. به همین دلیل ضروری است که مدیران اجرایی به مصرف کنندگان پیچیده و مشارکتی پیش بینی تبدیل شوند. این بدان معنا نیست که شما باید جبر غیرخطی را یاد بگیرید یا در نوع خود متخصص پیش بینی شوید. در پایان روز, پیش بینی چیزی بیشتر (و نه کمتر) از استفاده منظم و منظم از عقل سلیم. این تمرین عقل سلیم شماست که به شما امکان می دهد کیفیت پیش بینی های داده شده را ارزیابی کنید—و فرصت ها و خطرات موجود را به درستی شناسایی کنید. اما در اینجا متوقف نشوید. بهترین راه برای درک اینکه چه چیزی در پیش است این است که برای خود پیش بینی کنید.

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.